زهرا اسلامى فرد
33
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
پيشتر با عوامل پيدايى تمدنها آشنا شديم ، در اين فصل برآنيم تا درباره علل شكلگيرى فرهنگ و تمدن اسلامى به بحث نشينيم . اما چون در اين مختصر نمىتوان به تمامى عوامل پرداخت ، مجموعهاى از تعاليم اسلامى موجود در دو منبع اصيل يعنى قرآن و سنت نبوى و عترت پاك او به همراه سيره عملى پيشوايان دين را بررسى خواهيم كرد . ناگفته نماند در مسير بازسازى محور فرهنگ و تمدن اسلامى در عصر حاضر ، توجه به علل و عوامل پديدآورنده آن در گذشته ، ازجمله راهبردهاى مؤثر است ؛ چراكه عبرت و الگوپذيرى از گذشته را به همراه دارد . حال بدين عوامل مىپردازيم . 1 . اهميت علم و دانش در اسلام شايد در تاريخ هيچ دينى به اندازه دين اسلام به فراگيرى علم و حمايت از عالمان تأكيد نشده باشد . « 1 » قرآنكريم براى دانش ، بىآنكه آن را در چهارچوب رشته يا شاخهاى معين به تنگنا بكشاند ، منزلتى بسيار قائل شده و دانشمندان را نيز بس ارجمند دانسته است . پيشوايان اسلام نيز با تأكيد بسيار ، امت اسلامى را به آموختن علم و دانش و مبارزه با جهل و نادانى فراخوانده ، محدوده زمان و مكان را در طريق كسب علم برچيدهاند ؛ بهگونهاىكه هر مسلمان بايد از گهواره تا گور و بلكه با سفركردن به سرزمينهاى ديگر ( حتى چين ) هماره در طلب علم باشد . « 2 »
--> ( 1 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن اسلام ( بررسىهايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى ) ، ص 25 . ( 2 ) . « اطلبو العلم و لو بالصّين . » ( محمدباقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 2 ، ص 99 . )